جمال الدين محمد الخوانساري

66

شرح آقا جمال خوانسارى بر غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسي )

7423 لن تدرك الكمال حتّى ترقى عن النقص . در نمىيابى كمال را تا اين كه بلند شوى از نقص ، يعنى از آنچه باعث نقص است از صفات وأخلاق ذميمه ، ومراد اينست كه ترقّى بمراتب كمال موقوف است بر سلب آنها از خود وبىآن بر وجهي كه بايد نمىشود . 7424 لن توجد القناعة حتّى يفقد الحرص . دريافت نمىشود قناعت تا ناياب شود حرص ، يعنى تا زماني كه سلب آن از خود بشود وزايل شود از اين كس . 7425 لن تعرف حلاوة السّعادة حتّى تذاق مرارة النّحس . شناخته نمىشود شيرينى نيكبختى تا اين كه چشيده شود تلخى بدبختى ، مراد اخبار از واقع است واين كه تا كسى تلخى بدبختى را نچشد شيرينى نيكبختى را نمىشناسد وقدر آنرا نمىداند مثل اين كه تا كسى تلخى بيمارى را نچشيده باشد شيرينى صحت را چنانكه بايد نمىشناسد وهمچنين تا تلخى فتنه وخوف را نچشد شيرينى امنيت وعافيت را چنانكه باشد نمىداند ، وهمچنين در ساير مراتب . 7426 لن يتمكّن العدل حتّى يزلّ البخس . متمكن وثابت نمىشود عدل تا اين كه برود ظلم ويا بلغزد ظلم ، يعنى حاكمى كه خواهد كه عدل كند عدل أو متمكن نشود وبر جا قرار نگيرد تا اين كه منع ظلم ديگران بكند وستم ايشان بالكلية برود يا اين كه بلغزد وبر پا نباشد وبمجرّد اين كه خود عدل كند وظلم نكند عدل بر جا قرار نگيرد ، وممكن است كه غرض اين باشد كه تمكن هر كار خيرى موقوف بر رفع شرّ مقابل آن باشد وابتدأ بآن بايد نمود واز آن جمله تا اوّل رفع ظلم نشود يا آن نلغزد عدالت تمكن نگردد وهمانا كه در كلمهء طيبهء « لا اله الّا اللّه » اشاره باين دقيقه باشد كه نفى آلههء ديگر مقدّم